PageRank Checking Icon

کاسبی گل فروشها ؛

1388 / 9 / 7


  


گلویش را بریدند. خون گرمش موزائیکهای سرد را سرخ کرد. بخار خونش به هوارفت.هنوز قلبش می تپید برای ثانیه ها و نفسش می آمد . شاید امیدی داشت.امیدی برای هیچ !


در خاورمیانه، سرزمین ذبح ابراهیم ، همیشه امیدها در انتها ها می شکفد.وقتی که خون ، دیگر بر زمین ریخته شد و جان از تن رمیده گشت و فرصتی باقی نماند.


امروز در پاکستان و افغانستان ، در بغداد و ....خون است که با دود انفجار و خاکه های ساختمان مخلوط میشود ، به هوا می پاشد تا در کف خیابان جاری گردد.


بغداد همان سرزمین ذبح اسماعیل به فرمان خدای ابراهیم است.


مواد انفجاری آغوش می گشایند تا به پیشواز هستی، عشق، ایمان، آزادی و زندگی ، مرگ را تقدیم کنند. تا سیاستمداران بتوانند دوباره همینها را به انسان مرده هدیه کنند.او را می کشند تا عشقش پاک، زندگی اش پر رونق،ایمانش مشروع، وجودش مقدس و آزادی اش پایدار شود.


آنگاه مجسمه ای از آلیاژ درست می کنند . در میدانی باشکوه قرار می دهند تا سیاستمدار کشور دوست را دعوت کنند ، بیاید و بر گردن این نماد انسان مرده تاج گل بگذارد و صلح و آزادی و زندگی و عشق را در کشور این دوست دیگر، تبریک و شادباش بگوید.بالاخره باید کاسبی گل فروشها بچرخد بعد از اینکه سیاستمداران بهانه ای برای هی آمدن و رفتن پیدا کرده اند!




| نسخه قابل چاپ | نظرها: (1) |

نظرها:

..... :
ادم بهشت را با تجربه کردن عوض کرد با اموختن ،با فرصت مقایسه و انتخاب پا براهی گذاشت تا تنها نباشه تولید نسل کنه و از من بودن به ما شدن برسه بعدها فهمید که که بهشت رو هم با خودش اورده .توی جمع انسانها اما برای شناخت و لذت از بهشت و هر انچه مربوط بان بود و درک انها عقلی لازم بود تا با مقایسه بان برسد
اولین فرزندان ادم تجربه را اموختند قابیل فهمید که راهی برای رسیدن بخواسته ها و ارزو هایش هست کشتن هابیل
ما انرا خوی حیوانی مینامیم زیرا حیوانات هم برای گریز از گرسنگی و رسیدن به خواسته خود دیگری را میکشند اما نه هم جنس خود را
ارزو ها ان چیز هایی است که دلمان میخواهد داشته باشیم یا شرایطی است که دوست داریم باشد . همه ادمها ارزو دارند و اتفاقا خیلی هاش در ظاهر شبیه همند اما یک وجه مشترک کامل دارند همه انها شخصی اند و اگر کسی دیگر در این وادی راهی داشته باشد بمیل و اراده شخص وارد شده و جزئی از ان خواهد بود
هر ادمی وقتی فرصتی می یابد و خود را در استانه رسیدن به تمایلات و خواسته ها میبیند به چیز دیگری نمی اندیشد چیز دیگری را نمی بیند و بهر طریق فقط رسیدن بان مهم است

اخلاق اجتماعی ناشی از احتیاج بشر به جمع زیستی است نوعی توافق نانوشته جمعی است که نرم جامعه است اما وقتی در مقابل فرصت رسیدن به ارزو می ایستند نادیده گرفته میشوند هویت می بازند و مفهومشان 180 درجه میچرخد و ویروسی بنام توجیه ذهن را الوده میکند و البته بسیار هم اپیدمی میشود

1388 / 9 / 7     20:44:28



نام :
پست الكترونيك :
آدرس سايت :
نمايش نام و سايت شما در نظر ثبت شده
متن :
    لطفا کد را جهت تایید وارد نمایید : 


 
 
 
  کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به مینا تکست میباشد.
استفاده از مطالب با ذکر منبع آن بلامانع است.
بهترین حالت نمایش محتويات: 1280در800
نسخه ورژن 1.32