پنجم : رویکرد احتمالی در حوزهء کلان
صرف نظر از هر گونه پیش داوری ، رویکرد احمدی نژاد در برنامه های فرهنگی اش در حوزهء کلان نهایتآ و دقیقآ چگونه خواهد بود؟
سه نوع احتمال متباین و متفاوت وجود دارد که ذیلآ به آن پرداخته می شود.
1- احمدی نژاد به مقولهء فرهنگ رویکردی باز و لیبرال خواهد داشت نظیر رویکردی که در زمینهء اقتصاد داشت.یعنی عملآ و ظاهرآ به دیدگاههای نئولیبرالها نزدیک است.قائلین به این نظریه تعدای از منتقدین مذهبی و نیزآن دسته از طرفداران سکولار احمدی نژاد می باشند.از منتقدین می توان به علی مطهری نمایندهء تهران در مجلس شورای اسلامی اشاره کرد که معتقد است برخی از گفته های احمدی نژاد دربارهء آسان گرفتن حجاب دخترخانم ها، حضور خانمها در استادیومها ، معرفی وزیر زن به مجلس و غیره نشانهء رویکرد لیبرالی اوست.سخنان اسفندیار رحیم مشائی که هر از گاهی دربارهء مذهب و خدا به زبان می آورد و حوزه های علمیه را عصبانی می کند ، در همین راستا قابل تحلیل است و از طرفی حساسیت و مخالفت و اولتیماتوم مراجع و روحانیون هم نشان می دهد که محمود احمدی نژاد بر این رویه پای می فشرد.سایتها نوشتند که در همین سفر مشهد ، احمد علم الهدی امام جمعهء افراطی طرفدار احمدی نژاد در مشهد، بخاطر حضور رحیم مشائی حتی قصد آمدن به جلسهء دولت را نداشته و نهایتآ با وساطت عده ای حضور یافته است.(خبری که تاکنون تکذیب نشده)
2- رویکرد دولت دهم نسبت به فرهنگ ، رویکردی ایدئولوژیک خواهد بود.با توجه به همپیمان شدن سپاه و دولت و اشراف معنوی که بربرخی اقدامات دولت پیدا شده و نیز دیدگاههای فرهنگی ِ ایدئولوژیک که از ابتدا در سپاه پاسداران تولید می شده و در اختیار نیروهایش قرار می گرفته است این نهاد طبیعتآ در این زمینه خود را صاحب نظر می داند و اکنون فرصت را برای اعمال آنها در عرصه کلان جامعه مناسب می داند.مصاحبه های تعدادی از فرماندهان سپاه نشان می دهد که آنها حضور فرهنگی سپاه را در کشور ضروری تر از گذشته احساس می کنند.
3- تلفیق دو دیدگاه فوق با این انگاره که دولت احمدی نژاد در این زمینه هم دست به نو آوری خواهد زد و طرحی نو در خواهد افکند. به نظر می رسد همین نگرش در حلقهء استراتژیستهای فرهنگی-تبلیغی نزدیک به احمدی نژاد وجود داشته باشد.افرادی نظیر حمید مولانا، جوانفکر ، کلهر ، رحیم مشائی و رامین.این افراد واجد دو ویژگی همراه هم هستند.در ابتدا به دلیل ارتباطات رسانه ای که دارند ، یا نیاز به ایجاد پروپاگاندا به نفع دولت وارائهء نمایشی از شخصیت دموکراسی خواهانه به جامعه ،طرفداری نوعی لیبرالیسم فرهنگی از سوی آنها به ذهن متبادر می شود- جدا از اینکه هستند یا نیستند- اما همواره در کنار این نوع نگرش، پرهیز ، ترس و هشدار دربارهء تهاجم ، شبیخون و توطئه های فرهنگی دشمن را ضمیمه می کنند.تلفیقی که در بسیاری از شئون جمهوری اسلامی از آغاز انقلاب تا اکنون وجود داشته است.خواستن همزمان خدا و خرما! تا حدودی شبیه همان چیزی که محمد خاتمی می گفت: جامعهء مدنی ِ مدینه النبی.یا هر از گاهی در مجامع روشنفکران دینی به گوش می رسید: دموکراسی اسلامی ! "جمهوری دموکراتیک اسلامی" به گمانم شعار مرحوم بازرگان در اول انقلاب بود و امام خمینی هم در پاسخ گفت: "جمهوری اسلامی" نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد.
ششم: اقدامات کلان دولت
الف: در سفرهای استانی
همانگونه که ذکر گردید با توجه به اینکه سپاه در این دوره بر اساس رسالت پاسداری اش از انقلاب، بر برخی از عملکردهای دولت اشراف معنوی دارد و نیز رهبر انقلاب هم دغدغه های جدی نسبت به وضعیت فرهنگی کشور دارد به نظر می رسد ، دولت در مجموع اجرای فرهنگ ایدئولوژیک را برگزیند اما با توجه به تبعات محتمل اجتماعی این نوع رویکرد - به دلیل اینکه ما جامعهء پسا اصلاحات هستیم - با هر گام ایدئولوژیک در عرصهء کلان مجبور به برخی عقب نشینی ها شده یا مواجه با ناآرامی هایی می شود که مجبور است با آنها مقابله نماید و طبعآ هزینه های ناخواسته ای را متحمل گردد. با این توضیحات و در دراز مدت به نظر می رسد دولت در سفرهای استانی عملآ خود را مشغول پروژه های خرد و کوچک فرهنگی کند. مثلآ تقدیر از هنرمندان، برگزاری جشنواره هایی معطوف به مذهب، مهدویت، سینمای معناگرا، جبهه و شهادت و به طور کلی گرایش دادن فرهنگ و هنر شهرستانها به سمت و سوی قرائت ایدئولوژیکی از دین .
ب: حوزهء سایبر
"جنگ نرم ،ابزار، رسانه و امواج منتشر در هوا و قلم است که باید اعتراف کنیم دشمن در تجهیز این سلاح ها از ما مجهزتر است."ظاهرآ این سخن یکی از فرماندهان عالی رتبه است. شواهد فراوانی وجود دارد که دولت در حوزهء سایبر هر روز فعالیت خود را توسعه می دهد و مثل ولوم رادیو ، سرعت اینترنت را به دلخواه کم یا زیاد می کند تا در مقاطع حساس کاربران منتقد دولت ، از آن به نفع جنبش سبز استفاده نکنند.اما دولت با یک پارادوکس وحشتناک مواجه است و آن نیاز هم زمان به این ابزار برای سرپا نگاه داشتن خود است.مثل این می ماند که دولت پلها و جاده های خودش را تخریب کند بخاطر اینکه ماشینهای دشمن ، گهگاهی از آن عبور می کنند.لذا کم کم و از سر ناچاری این منطق را خواهد پذیرفت که این پلها و جادهها در بیشتر مواقع به نفع دولت عمل می کنند و تنها در زمانهای اندکی پارتیزانهای رقیب از آن استفاده می کنند . جنگ دولت با مخالفینش در حوزهء سایبر مثل جنگ یک ارتش منظم با یک ارتش نامنظم(پارتیزان) است که طبعآ هزینه های هنگفتی را به دوش دولت بار می کند.
پ: تغییرات در دروس دانش آموزان
به نظر می رسد که یک تیم کاری در آموزش و پرورش به منظور تغییر بنیادین در متون درسی دانش آموزان اشتغال داشته باشند. به عنوان مثال یکی از خبرهای مربوط به آن که در رسانه ها هم بازتاب یافته، بازنویسی کتب تاریخ دانش آموزان با حذف دوره های پادشاهی می باشد. که به نظر اینجانب بعید است به فرجام مشخصی برسد و بتوانند در کوتاه مدت جمع بندی قابل قبولی ارائه دهند.چرا که این اقدامات از منطق شناخته شده تحول و تکامل علم پیروی نمی کنند.سالهای سال ، دانشمندان بزرگی چون توماس کوهن و کارل رایموند پوپر در دنیای غرب روی این مسئله بحث کرده اند که علوم چگونه پیشرفت می کنند . شیوه ای که در ارادهء بشر نیست و محصول فرایندهای پیچیده ایست که تمام نظام خلقت با آن درگیر است و اکنون منابع زیادی در این رابطه نگاشته شده و در دسترس است.آن وقت عده ای در آموزش و پروش اگر معتقد باشند که علم فقط با ارادهء یک رییس دولت تغییر می کند خدا می داند که کتابهایشان چه چیزی از کار در خواهد آمد!
این تغییرات بی شباهت به تغییر نام ماههای سال در انقلاب فرانسه نیست.که امروز دیگر نشانی از آنها به جای نمانده . انقلابیون فرانسه، نام ماههای میلادی را تغییر داده و نامهای جدیدی را انتخاب کردند که تا مدتی هم رواج داشت مثلآ ماه واندمیر،برومر،فریمر،نیوز،پلوویز،وانتوز،ژرمینال و ...که به ترتیب به معنی ماه انگور چینی ،ماه مه آلود،ماه سرما،ماه اولین برف،ماه باران،ماه باد ،ماه جوانه زدن گیاهان ...معنا می داد و جایگزین سپتامبر، اکتبر،نوامبر، دسامبر، ژانویه ،فوریه ، مارس و ...شده بود! نام هایی اگرچه زیبا و تازه و متنوع اما جامعه آنها را نپذیرفت و محترمانه به زباله دان انداختشان.
ت:تحول در علوم انسانی
با توجه به نظراتی که رهبری در زمینهء علوم انسانی دارد و نظراتی تقریبآ مشابه که سعید حجاریان تئوریسین اصلاح طلب در تلویزیون ارائه کرد و اقداماتی که اخیرآ در شورای عالی انقلاب فرهنگی آغاز شده ، به نظر می رسد باید منتظر خبرهای تازه ای در دانشکده های علوم انسانی بود.اما با توجه به تنشهای بعد از انتخابات ممکن است دولت تردید هایی در این زمینه داشته باشد و پرداختن به منویات خود را به فرصتهای مناسب موکول گرداند.
اگرچه نقدهایی همواره در زمینهء علوم و از جمله، علوم انسانی وجود داشته است اما بر فرض معقول بودن انتظار تحول در این حوزه، همانگونه که در بند پیشین گفته آمد، تحول و تعالی علوم مسیر خود را می طلبد و چارچوبهای خاص خود را دارد. فضایی مناسب، آرام ، پرتکاپو و از همه مهمتر فراهم بودن امکان دیالوگهای آزاد و گفتگوهای گسترده و بدون محدودیتهای ایدئولوژیک را می خواهد وگرنه نادیده گرفتن منطق تحول علوم همان نتایجی را به بار می آورد که نادیده انگاشتن منطق اقتصاد توسط دولت نهم به بار آورد و نیز به همان جایی می رسد که با نادیده گرفتن منطق سیاست بین الملل امروز به آنجا رسیده ایم .
اراده دولت دهم برای تغییر و تحولاتی که در بالا به ان اشاره شد بیشتر در چارچوبی آمرانه تعریف شده و مثل دو موضوع دیگر(یعنی اقتصاد و سیاست) متکی بر درآمدهای دولت از نفت است تا اینکه در بطن جامعهء علمی ، کنشها و تلائماتی صورت گرفته و به چنین نتایجی رسیده باشد.دردمندانه و به طور کلی باید گفت که جامعهء ما اکنون در مرحلهء سترونی و عقیمی خود از زایش تحولات اجتماعی، علمی و صنعتی است مگر آنکه حکومت حاضر شود جنبش سبز را به رسمیت بشناسد و با آنها به شکل پایاپای و کاملآ برابر، مذاکره کند.از تحقیر و کم شمار خواندن و ارزیابی کیلویی آنها دست بردارد . از تهدید رهبران سبز به حبس و سجن خود داری کند و اینهمه آب در هاون نکوبد وهیبت و پرستیژ یک حکومت مقتدر را - که همه مان به وجود آن نیازمندیم - در مقابل ملت و بخصوص جوانان ، درهم نشکند و به دست خودش آنرا نابود نکند .احتمالآ در آن صورت شاید کشور واقعآ بتواند دست به یک جهش بزرگ بزند.و جامعه داخل کشور پر امید و با نشاط گردد و ایرانیان خارج کشور با اندوخته های هنگفت علمی و اقتصادی خود به مشارکت برای ساختن ایران رغبت کنند و کلآ فضایی در کشور بوجود آید که در هر گوشه ای از آن شور سازندگی و تولید و نوآوری برپا شود.همهء فکرها و اندیشه های ایرانی از سراسر کشور و جهان برای پیشرفت و توسعه ، خود را به این میقات سازندگی و بالندگی برسانند تا شاید حتی یک خشت را بر خشتی بگذارند و شریک این راه صواب گردند.هیچ تمدنی بدون رغبت دلها و شوق روح ها و میل و اشتیاق درونی به بالندگی به هیچ جایی نخواهد رسید.هیچ تمدنی با واپس زدن جمعیتی معتنا به ، از ملتش به جایی نرسیده است که ما دومی آن باشیم.علم و سرمایه مثل کبوتر است که با اندک ناآرامی می پرد و رم می کند.به قول طبیب اصفهانی:
مرنجان دلم را که این مرغ وحشی / زبامی که برخاست مشکل نشیند
به پا گر خَلَد خاری ، آسان برآرَم / چگونه بر آرَم من آن را که بر دل نشیند.
ممکن است آماری که محمود احمدی نژاد از پیشرفت کشور در دورهء خودش می دهد درست باشد – که نیست - و نیز امید و خوش بینی که تلویزیون به جامعه القا می کند – که به نظرمن جز امیدی واهی و دروغین هیچ نیست- نیز درست باشد اما بازهم جایگاه کشور ما اینجایی نیست که اکنون در آن ایستاده ایم. آن جایگاه بلند و سترگ نه با پول نفت به دست می آید و نه با ارادهء سران حکومت.باید دلهای آحاد ملت را به سوی آن هدف جذب کرد و دلها وقتی جذب می شوند که برایشان حرمت و احترام قائل شد.حکومت به جای چنگ و دندان نشان دادن و تحقیر کردن و ناچیز شمردن منتقدینش ، باید غرور نابجای خود را در برابر ملت بشکند و در عوض برای غرور ملتش – حتی به زعم او، جمعیتی اندک و کم شمار - احترام قائل شود و حقوق مخالفینش را به رسمیت بشناسد.اقتدار و تحول واقعی یعنی این !
پایان.
|