فکر می کنم مدتی ننویسم یا دستکم سیاسی ننویسم و یا اگر باید بنویسم لااقل نوشته ها طولانی نباشد.
یکی-دو ماه پیش از این جوان بزرگواری که میناتکست را طراحی کرده ، خواستم یک قسمت دیگری مخصوص نوشته های کوتاه به سایت اضافه کند تا در آنجا کوتاه – نوشته های روزانه ام را بنویسم اما رفته است که به قولش عمل کند "که هزار وعدهء خوبان یکی وفا نکند"! با یکی – دو نفر دیگر هم تماس گرفتم ، اما آنها هم رفته اند گل بچینند.
به گمانم قرار - مدارهای من و این جماعت برنامه نویس هم شده است مثل حکایت آن نجاری که همسایه اش برای نوزاد هنوز نیامده، سفارش گهواره ای داد و نهایتآ بعد از 70 سال نوهء آن همسایه آن گهواره را از نوهء همان نجار تحویل گرفت ، برای نوهء خودش!
شاید روزی برسد- نه چندان دور- که برنامه نویس هم باید از چین وارد کنیم . وقتی که ملاحظه می کنید بیل گیتسهای وطنی ، کارمان را چه جوری لنگ می گذارند.ای بسا دولت معزز و فخیمه ، الآن هم این چشم بادامی های ریز نقش رنگین چهره را از کشور دوست و برادر وارد کرده باشد و ما بی خبر!شنیده ام برنامه نویسهای هندی ، ارزان حساب می کنند.
بنابراین اگر قرار شود بنویسم و غیر سیاسی بنویسم و کوتاه بنویسم ، در همین صفحه خواهم نوشت با عنوان "کوتاه – نوشته". تا حضرت تقدیر از گوشهء آسمان بخت ، بر این تکست مینایی بتابد. در روزی که آن ستارهء سهی از شانهء راست طلوع می کند. و صفحه کوچکی طراحی شود، برای اتراق هایی چند دقیقه ای . تا بساط مختصری پهن شود ، چای داغی بنوشیم ، گپی بزنیم و کولهء سفر بر شانه نهیم به سوی کمپی دیگر!
بنا براین ، نوشته های تازه ،نوشته هایی است که خیلی مطول هم که باشد دیگر مطلقآ پای خود را ازقد گلیم یک صفحهء آفیس درازتر نمی کنند.تا خواننده های پابه قرص و عزیز میناتکست که باوجود دلمردگی های فضای نت، بر شمارشان اندکی افزوده شده است وقتی به آن پایین صفحه می رسند جان و نفس و حوصله شان بالا نیاید از دراز گویی نویسنده و حال و رمقی برایشان باقی مانده باشد برای گذاشتن یک - دوخط کامنت که نوشته های بی کامنت مثل سند بدون شاهد است.
|