PageRank Checking Icon

بیل گیتسهای وطنی !

1388 / 8 / 24

فکر می کنم مدتی ننویسم یا دستکم سیاسی ننویسم و یا اگر باید بنویسم لااقل نوشته ها طولانی نباشد.


یکی-دو ماه پیش از این جوان بزرگواری که میناتکست را طراحی کرده ، خواستم یک قسمت دیگری مخصوص نوشته های کوتاه به سایت اضافه کند تا در آنجا کوتاه – نوشته های روزانه ام را بنویسم اما رفته است که به قولش عمل کند "که هزار وعدهء خوبان یکی وفا نکند"! با یکی – دو نفر دیگر هم تماس گرفتم ، اما آنها هم رفته اند گل بچینند.


به گمانم  قرار - مدارهای من و این جماعت برنامه نویس هم شده است مثل حکایت آن نجاری که همسایه اش برای نوزاد هنوز نیامده، سفارش گهواره ای داد و نهایتآ بعد از 70 سال نوهء آن همسایه آن گهواره  را از نوهء همان نجار تحویل گرفت ، برای نوهء خودش!


 شاید روزی برسد- نه چندان دور- که برنامه نویس هم باید از چین وارد کنیم . وقتی که ملاحظه می کنید بیل گیتسهای وطنی ، کارمان را چه جوری لنگ می گذارند.ای بسا دولت معزز و فخیمه ، الآن هم این چشم بادامی های ریز نقش رنگین چهره را از کشور دوست و برادر وارد کرده باشد و ما بی خبر!شنیده ام برنامه نویسهای هندی ، ارزان حساب می کنند.


بنابراین اگر قرار شود بنویسم و غیر سیاسی بنویسم و کوتاه بنویسم ، در همین صفحه خواهم نوشت با عنوان "کوتاه – نوشته". تا حضرت تقدیر از گوشهء آسمان بخت ، بر این تکست مینایی بتابد. در روزی که آن ستارهء سهی از شانهء راست  طلوع می کند. و صفحه کوچکی طراحی شود، برای اتراق هایی چند دقیقه ای . تا بساط مختصری پهن شود ، چای داغی بنوشیم ، گپی بزنیم و کولهء سفر بر شانه نهیم به سوی کمپی دیگر!


بنا براین ، نوشته های تازه ،نوشته هایی است که خیلی مطول هم که باشد دیگر مطلقآ پای خود را ازقد گلیم یک صفحهء آفیس  درازتر نمی کنند.تا خواننده های پابه قرص و عزیز میناتکست که باوجود دلمردگی های فضای نت، بر شمارشان اندکی افزوده شده است وقتی به آن پایین صفحه می رسند جان و نفس و حوصله شان بالا نیاید از دراز گویی نویسنده و حال و رمقی برایشان باقی مانده باشد برای گذاشتن یک - دوخط کامنت  که نوشته های بی کامنت مثل سند بدون شاهد است.



| نسخه قابل چاپ | نظرها: (7) |

نظرها:

پرويز پدرام :
آقاي دكتر مراقب باشيد اين مشكل شما به گوش آقاي رئيس‌جمهور نرسد والا ممكن است بخواهند طراحي سايت‌ها را نيز در اختيار خود بگيرند!

غياثي: انشاءالله مدیریت متروی تهران را که به دست گرفت و از پله هاش سالم بالا آمد، ما خودمان مدیریت سایتمون را تقدیم می کنیم.طوعآ و رغبتآ.

1388 / 8 / 24     09:58:10

پرويز پدرام :
من مي‌ترسم اين ما باشيم كه از پله‌ها سالم بالا نيائيم.

غياثي: بستگی داره کی زودتر به ایستگاه "هفت ِ تیر" می رسه!

1388 / 8 / 24     10:16:37

..... :
علی اکبر جوانفکر در جدیدترین نوشتار وبلاگ شخصی اش چنین نگاشته است:مروری بر سخنان رئیس جمهور نشان می دهد که برخلاف جریان مسموم تبلیغاتی علیه دولت ، رئیس جمهور برای برعهده گرفتن مدیریت متروی تهران ، با هیچکس دوئل و جنگ ندارد، به دنبال مباحث انتخاباتی نیست ، قصد دارد حل مشکل مردم را حل کند ، درک درستی از مترو دارد و انتقال مدیریت ساخت مترو به دولت نیز یک امر کاملا قانونی است . قانون مسوولیت حمل و نقل بار و مسافر در محدوده شهری را برعهده مدیریت شهری گذاشته است اما دولت می تواند همانطور که اتوبوس می سازد و آن را برای بهره برداری در اختیار شهرداری قرار می دهد ، مترو را نیز بسازد و سپس بهره برداری از آن را به مدیریت شهری بسپارد. بچه های بداخلاق و بی تربیت ، گاهی اوقات به جای تشکر از زحمات پدر و مادر ، اوقات تلخی و ستیزه جویی را در پیش می گیرند. رئیس جمهور به عنوان یک مسوول دلسوز مردم ، برای حل مشکل مترو وارد عمل شده است . باید به او دست یاری داد و به سبب اهتمام صادقانه اش در انجام این کار بزرگ ، او را شایسته تقدیر دانست . هم صدا شدن برخی رقبای سیاسی در پرخاشگری به رئیس جمهور ، هیچ شاخصه ای از ادب ، نزاکت ، اخلاق و منزلت سیاسی را به دست نمی دهد. گزیده هایی از سخنان رئیس جمهور، سند گویایی از رویکرد دولت در حل مشکلات مردم در حمل و نقل عمومی است .

1388 / 8 / 24     20:18:47

پ ص :
اقای دکتر ایستگاه انقلاب هم افتتاح شده پله برقی هاش هم نو اند

غياثي: وزیر رفاه هم رأی آورد.با این حساب ظاهرآ خوش بحال آنهایی شده که از پله های انقلاب بالا رفته اند.

1388 / 8 / 24     20:31:36

مهدی :
سلام آقای دکتر
اضافه کردن بخشی به عنوان نوشته های کوتاه از آنجا که به پر بار کردن سایت می انجامد بسیار نکو است .ولی این که این بخش جای بخش اصلی سایت را بگیرد بس نگران کننده است. امید است با سرمای پاییزی که کم کم ما را مجبور به سر در گریبان فرو بردن می کند نتواند با میتا تکست همان بکند که با ما..
حال که تصمیم گرفته اید کوتاه بگویید (و قطعا" موجز ) اجازه بدهید من هم اندکی خارج از موضوع صحبت کنم و یا به قول شما گپ بزنیم: همان طور که احتمالا" مستحضر هستید الان در فصل ثبت نام لاتاری (گرین کارت) هستیم و کسانی که تمایل دارند در آمریکا زندگی کنند بخت خود را می آزمایند و ثبت نام میکنند. من در یکی از بیمارستان های جنوبی کشور مشغول به کار هستم چند روز اخیر که طبق عادت در ساعات فراغت در کتابخانه بیمارستان مشغول مطالعه بودم به طرز مشکوکی شاهد رفت و آمد و ازدحام در کتابخانه که همیشه خلوت ترین مکان بیمارستان بود!!!!!! شدم و نکته جالب این بود که کسانی را در آنجا میدیدم که اصلا" جزو کادر علمی و درمانی بیمارستان نبودند و ارتباطی با کتاب و کتابخانه نداشتند. با دقت بیشتر و پرس و جو از مسئول کتابخانه کاشف به عمل آمد که این دوستان از علاقه مندان به زندگی در آمریکا هستند و حضورشان در کتابخانه به جهت استفاده از امکانات اینترنت و اسکنر موجود در آنجا جهت اسکن عکس ها و ثبت نام در سایت مربوطه بود. با پرس وجوی بیشتر مطلع شدم که ظاهرا" در دوره گذشته یکی از پرسنل که در لاتاری ثبت نام کرده بوده اسمش لایق شاهین سعادت!!! شده و.... که باعث افزایش تب آمریکا رفتن در همکارانش شده.
نکته ایی که ذهن مرا به خود مشغول کرد این بود که : اگر روزگاری دم از فرار مغزها میزدیم این تعبییر به ذهن خطور میکرد که برای فرار !!! باید مغز بود و چیزی برای عرضه به همراه برد ولی اکنون شاهد اشتیاق کسانی هستیم که حتی از استفاده کردن از اینترنت جهت فرار عاجزند.و ظاهرا" تنها چیزی که مهم است فرار است... امروز فکر مهاجرت در تمام لایه های اجتماعی ما رسوخ کرده است .و انسان مهاجر ، مسافر است ، و انسان مسافر بی قرار است، و انسان بی قرار فکر خواندن و اندوختن و نوشتن و ساختن و هزینه دادن و آرمان داشتن و آرمان ساختن نیست.
براستی چه شده است مارا؟

غياثي: سلام مهدی جان
اینکه شما نگران شدید، خودش هم یک عامل نگران کننده است و انگار علائم افسردگی را در بنده دیده اید! درست است؟
اتفاقآ یکماه پیش که به سفر رفته بودم و حدود 20 کیلومتری را باید با یک اتوبوس محلی به یک شهر کوچک می رفتم.جوانان داخل اتوبوس هم با حرارت و هیجان زیادی از قرعه کشی گرین کارت حرف می زدند.
پس از انتخابات اخیر ، به عبارتی کار از فرار مغزها گذشته و به فرار کارگران رسیده و این انگاره دارد شکل می گیرد که کشتی در حال غرق شدن است.پس باید فرار کرد.


1388 / 8 / 25     00:24:05

..... :
.....

1388 / 8 / 26     00:00:23

lمهدی :
سلام آقای دکتر
نخیر من در شما نشانه ایی از افسردگی نمی بینم ، فقط نگرانم از نظرات شما محروم شوم.

غياثي: ممنونم.چشم سر فرصت یادداشتهای تحلیلی هم تقدیم خواهد شد.
با ارادت


1388 / 8 / 26     07:23:25



نام :
پست الكترونيك :
آدرس سايت :
نمايش نام و سايت شما در نظر ثبت شده
متن :
    لطفا کد را جهت تایید وارد نمایید : 


 
 
 
  کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به مینا تکست میباشد.
استفاده از مطالب با ذکر منبع آن بلامانع است.
بهترین حالت نمایش محتويات: 1280در800
نسخه ورژن 1.32