نیویورک شهری است که دیوانگان در آنجا آزاد هستند.این را بودریار در کتاب آمریکایش می نویسد.به بند کشیدن دیوانگان آغاز پایه گذاری نظامهای استبدادی است این را میشل فوکو در کتاب تاریخ جنون می گوید.
آیا می توان نتیجه گرفت به نسبتی که دیوانگان در جامعه ای آزاد هستند آن جامعه به دموکراسی نزدیکتر است؟پاسخ "آری" است.اما یک مشکل وجود دارد؛ دیوانه کیست؟عاقل کیست؟یونگ در روانشناسی تحلیلی می گوید باید به نُرم جامعه رجوع کرد ! قبول .اما در جامعهء جهانی آیا باید نُرم جهانی را پذیرفت یا نُرم ملی را؟...
در هر دو صورت ، ما داریم به دموکراسی نزدیکتر می شویم.
|