باتلاق قیاسات باطل ! 1388 / 12 / 9

 

"صوفی نهاد دام  و سر حقه باز کرد / بُنیاد مکر با فلک حقه باز کرد"  حافظ

یکی از اصول استنباط در فقه اهل تسنن "قیاس"است.به این معنا که اتفاقاتی که در صدر اسلام حادث گردیده درزمان کنونی شبیه سازی می شود و بر اساس آن و به زعم قیاس کننده، نظر دین در واقعهء مستحدثهء –زمان حال- استخراج می گردد.فقه تشیع چنین اصل استنباطی را عمدتآ غیرمنطقی ومردود می شمرد و ادلهء فراوانی برعلیه آن ردیف می کند.در مذهب تشیع اولین قیاس کننده در عالم ، ابلیس محسوب می گردد"اوّل من قاس،الشیطان الرجیم لعنة الله علیه"، هنگامی که او سبب برتری خود بر آدم را خلقتش از گاز(نار)نسبت به خاک(طین)خمیرمایه خلقت ادم دانست"خلقته من طین و خلقتنی من نار".بنا بر این دیدگاه "قیاس" ممکن است واجد ریشه هایی شیطانی نیز باشد و یا خیلی زود در وادی شیطنت بغلطد."بازی دهر بشکندش  بیضه در کلاه/ زیرا که عرض شعبده با اهل راز کرد"

قیاس به سه دسته تقسیم می شود:منصوص العله،مستنبط العله،مع الفارق *. در قیاس نخستین،فریقین مشترکند.قیاس دوم نزد اکثر فقهای شیعه مردود است وقیاس سوم نزدهمهء فقهای شیعه.اما فقهای اهل تسنن هر سه نوع قیاس را معتبر می شمرند.با توجه به اینکه اهل تسنن همواره در اکثریت وحکومت بوده اند لذا فقهشان، یک فقه حکومتی محسوب می گردد وبه همین قیاس احتمالآ "قیاس" نیازی است که ریشه در مؤلفه های یک قدرت سیاسی مسلط دارد.به عنوان مثال دکتر محمود آخوندی معتقد است برخی از قوانین کشور ایران بر مبنای استنباط از قوانین ( قیاس مستنبط العله) وضع گردیده است.حال آنکه فقهای شیعه عمدتآ این قیاس را مردود شمرده اند! خلاصهءکلام آنکه حکومت خود متغییری است گسترده اثر و به دلیل گزینشهای مشخصی که  براساس ضرورت از یک متن واحد انجام می دهد در مجموع سبب سازتشکیل شمایلی از دینی جدید می گردد که ای بسا بتوان آنرابدعت آمیز نامید.

عارضهء بسیار جدی که باز نهادن عرصهء  "قیاس" ورزی در تفقه به صورت تاریخی بوجود آورده، پیدایش نحله ای است که نگاهی سطحی گرایانه به رخدادهای صدراسلام نموده وتلاش شگفتی در انطباق و شبیه سازی وقایع مستحدثهء زمان حاضر با آن رخدادها انجام داده است.این نوع نگرش به "سلفی گری" معروف شد.سلفی گرایان هم اکنون نیزطرفداران متعصبی در جهان اسلام دارند.وهابیون عربستان ،سلفی  محسوب می شوند.آنها معتقدند که باید به شیوهء دین اسلاف خود بازگردند و اسلام را همانگونه درک نمایند و اجرا کنند که درصدر نخستین بوده است.این گروه تلاشهایی نیز برای برپایی حکومت سیاسی انجام داده اند که تازه ترینشان طالبان در افغانستان بوده است.

در تشیع اگرچه به سبب مردود شمرده شدن "قیاس" کمتر جنبشهای سلفی گری پای گرفته است اما "اخباریون" نحلهء قدرتمندی بودند که به نظر می رسد مبنائآ بی شباهت با سلفیون نبوده باشند.آنها عمل به ظواهر احادیث منقول از پیامبر اسلام و اهل البیت را در استنباط و دسترسی به احکام اسلام کافی می دانستند.در نزاع معروفی که بین منادیان این نحله و فقهای نجف رخ داد عاقبتت فقها بر اخباریون غلبه کردند و فقه تشیع وارد مرحلهءجدیدی از اقبال خود در بین پیروان اهل البیت شد.در دورهء معاصر ،انجمن حجتیه تشکیلاتی است که بی شباهت به اخباریون نیست.آنها به قیاس روایتی، معتقد به برپایی حکومت اسلامی قبل از ظهورقائم نیستند.ناقدان حجتیه ضمن تأیید حدیث مورد ادعای این گروه آنها را متهم به اشتباه در استنباط می نمایند.

اما علتی که  در این یادداشت، سبب پرداختن به موضوع "قیاس" شده است استفادهء روزافزون برخی از دست اندرکاران کشور جمهوری اسلامی ایران و دستاویز قرار دادن این مبنای باطل و مطرود در گفتمان سیاسی آنهاست.شبیه سازی وقایع پیچیده و خاکستری روزگار ما با صدراسلام و یا دوره برخی از ائمهء تشیع ،به گمانم چیزی جز "قیاس مع الفارق" محسوب نمی شود.وانگهی که تواریخ در دل قرنها تبدیل به آمیخته ای از گزاره هایی  راست و نادرست شده اند .چه اینکه حتی با وجود صدق همهء گزاره های تاریخی ، یک تاریخ(هر تاریخی)  محصول روایت یک بیننده است که نهایتآ توانسته است ازنظرگاه خود به آن واقعه نوربتاباند ویا یک تحلیل تاریخی،محصول فعالیت ذهنی یک تحلیلگر بشری است و طبعآ نمی توان آنرا همسنگ منابعی همچون قرآن،سیره و حتی اجماع و عقل(ادلهء استنباط فقه تشیع) ارزیابید .مثلآ و به طور مکرر وقایع سیاسی کشور را باعاشورا مقایسه کردن و بر اساس آن حکم به هدم و حصر وارهاب رقیب دادن و دو رقیب انتخاباتی را طلحه و زبیر نامیدن و یا با عمرسعد و خولی و ابن زیاد و شمروحرمله قیاس کردن، تنها اجزائی کوچک و پیدا از قراین حضور این دستگاه تحلیلی مطرود و عمق نفوذ و درجهء تسری آن است.اجزاء دقیق و عمیق و ناپیدایی از این قیاسات باطل وجود دارد که به قرینهء شواهد و علائم و آثاروعوارض ونتایج ، می توان به رگه هایی ازسلفی  گری و اخباری گری در برخی محرکان -عمدتآ نا پیدای- این گفتمان پی برد و از آنجا که گفتمان سیاسیون به سرعت بازتاب رسانه ای پیدا می کند، قائلان "قیاسات باطل"به طور کلی سعی بلیغی در پرده پوشی می نمایند.مگر آنکه سلطه وسانسور مطلقی برفضای رسانه ای کشور حاکم شود و آنها بدون ترس ازنقد عالمان روشن بین و پرهیزگار، گوی سخن را به سر چوگان پلاستیکی که از نفت ساخته شده به هرسوی برانند و به خیال ساده انگارانهء خود خاطرپریشی از افکار عمومی نداشته باشند.

نکتهء فاجعه بارتراین است که اینگونه قیاسات به تضعیف ناخواسته ، تدریجی،نامحسوس و بطیء مبانی دینی نزد مؤمنان می انجامد و روز بروز از حلقهء پیروان دین می تراشد و می کاهد و آنرا لاغرتر و لاغرتر می سازد.در جامعه ای که ساختارهای دینی مقومات اساسی آنست چنین ریزش و پراکنشی آیا جزوضعیت بی هنجار را تشدید خواهد ساخت؟و یا آیا طرفداران پروتستانتیزم اسلامی و داعیان لوتری دراسلام بایداز این تمهیدات به عنوان فرصت باد آورده استقبال کنند؟انگار که این دوگروه بازهم در یک نقطه بهم رسیده اند!

امروز دامنهء قیاسات دست اندرکاران کشور، مرزهای جغرافیایی و حتی درون دینی را درنوردیده و برخی از ایشان اگرچه درمقام جدل اما کرارآ از این گفتمان سود می جویند.تازه ترین"قیاس"مصاحبهء دکتر محمدجواد لاریجانی با کریستین امانپور است وقتی که برخی از مشکلات ایران را با مشکلاتی مشابه در آمریکا یا فرانسه مقایسه کرد. وتلویزیون جمهوری اسلامی هم انگار- با او - به عنوان یک "فتح الفتوح" آن را مکرر پخش کرد.غافل ازآنکه"یکی برسر شاخ و بن می برید" .این برادر سرشناس دو رییس قوه (ازسه رییس) احتمالآ در آن هنگام از خاطر برده بود که ایران به عنوان کشور سر آمد عالم امکان، ملتقای والاترین آرمانهای دینی(آنهم کاملترین دین) محسوب می شود و قیاس آن با بلاد کفر و الحاد، دون شأن چنین آرمانشهری است.بعد از سی سال  جنگ و نزاع با غرب وشرق عالم، عاقبت افتخارمان این باید باشد که ما درمقام قیاس ازآنها منصفتریم یا بهتریم.بازهم ، دم محمود احمدی نژاد گرم که بهتر می داند چه بگوید که دچار تناقض درون گفتمانی نشود؛مثلآ دراین کشور(ی که به گفتهء او)،آزادی نزدیک به مطلق است ، قرار است با اجرای طرح هدفمند کردن یارانه ها ، فقر و نداری به طورکامل محو گردد و....ادعاهایی که سردمداران قدرتمندترین کشور دنیا(آمریکا) نه تنها جرأت نمی کنند به زبان بیاورند که حتی آرزویش را نیز در مخیلهء خود نمی گنجانند ، چون خیلی بیشتر از ما واقع بین هستند.به شرطی که ما اصلآ ، واقع بین باشیم!

اگرچه مقایسهءکشورها با یکدیگراشکال چندانی نباید داشته باشد اما مسئله این است که  چنین قیاسات مع الفارقی به شدت تمایل به عمق یافتن و گسترده شدن دارند و دائمآ در حال زایش شقوق تازه و مشتقات متنوع و متنافر الاضلاعی خواهند بود که میل به امتداد و انبساط دارند.به عنوان مثال وقتی ایران با آمریکا مقایسه می شود،اقتصاد ایران نیز با اقتصاد آمریکا مقایسه خواهد شد.شاخصهای تأمین اجتماعی ایران  درقیاس با آمریکا ،شاخصهای دموکراسی اینجا با آنجا ،امید به زندگی در اینجا و آنجا ،شاخصهای امنیت  اقتصادی و سرمایه گذاری و غیره و غیره هم برای قیاس شدن ردیف می گردد ، به قول عربها " وهلُمّ جرّآ" ! بدیهی است اینگونه قیاسات گزینشی، مغلوط و مغشوش نوعی تردستی ذهنی وشعبده بازی سیاسی بیشتر نبوده و صرفآ مصرف داخلی ، آنهم  برای گروه هدف معینی دارد و گرنه افکار عمومی دنیا که توسط رسانه های غولهای ارتباط جمعی غرب و نظام سرمایه داری هدایت می شوند به چنین قیاسات شعبده بازانهء کودک مزاجانه ای می خندند.چرا که خود استاد فن هستند.به قول مولوی "از قیاسش خنده آمد خلق را / کو چو خود پنداشت صاحب دلق را"

طوطیی بود شیرین گفتار در داستانهای مولانا جلال الدین محمدبن محمد رومی بلخی که باعث تفریح بقال و دوستانش می شد.روزی این طوطی که در بقالی آزادانه پرواز می کرد چرخی زد و دبهء روغن را از روی رفه انداخت و شکست وریخت .بقال عصبانی شد و چوب دستش را به سر  طوطی کوبید. سر طوطی شکست و بیهوش افتاد.بقال از  کردهء خود پشیمان شد و سرطوطی را به مرهمی بست.طوطی پس از چندی بهبودی یافت اما هم سرش کچل شد و هم نطقش کور!هیچ رقم شیرین کاری بقال و دوستانش افاقه نکرد مگر روزی که مرد کچلی از جلوی مغازه ، عبور کرد و بقال و دوستانش درباب علت کچلی او چیزهایی برشمردند.ناگاه طوطی خاموش به سخن آمد و گفت لابد آن مرد دبهء روغن  را ریخته و بقال به سرش چوب  زده است!بقال و دوستانش بر این قیاس فراوان خندیدند.

انقلابی که می خواست "فلک را سقف بگشاید و طرحی نو دراندازد" نباید کارش به جایی برسد که خود را با دشمنان قسم خورده ای قیاس کند که یک عمر آنها را تحقیر می کرده و به آنها "مرگ بر..."می گفته  و گویا الان تصمیم گرفته که آنها را از قبر بیرون بکشد و در کارگه قیاسات از وجودشان منفعت و خیر بتراشد!چه اینکه حتی در صورت پیروزی در داو چنین مقایسه ای هم دستاورد با ارزشی کسب نخواهد کرد.پس منطقی آنست که به شدت از اینگونه قیاسات بپرهیزد و قدم در باتلاقی نگذارد که نهایتآ چاره ای جز دفن در آن نداشته باشد!

اما با همهء این تفاصیل، یک دلیل بزرگ برای منطقی دانستن این قیاس(مطابق خرد مدرن غربی)  وجود دارد و آن گذارجمهوری اسلامی ازیوتوپیایی است که چندین دهه از آن دم می زده و اکنون به این نتیجهء خردمندانه رسیده است که تحقق یوتوپیایی که در آن فقر وفساد وتبعیض ریشه کن شده باشد و آرمانشهری رؤیایی بناگذاشته شود ، دستکم در عالم واقع، مقدور نیست!به جای آن باید تلاش نمود تا با روشهایی این جهانی و خردپذیر به سمت و سوی چنین اهدافی حرکت نمود و به زعم من، این یعنی گذار به نوعی سکولاریزم ! طبیعی است که در صورت پذیرش این منطق، در این مسیر از تجربیات سایرکشورها می توان به عنوان نمونه هایی واقعگرایانه سود جست و بهره برد چه اینکه بسیاری از آنها نیزمجدانه در جهت تحقق چنین اهدافی حرکت می کنند .در این صورت صادقانه آن خواهد بود که چنین منطقی با صراحت و بدون پرده پوشی با مردم در میان گذاشته شود.چه اینکه به زعم نویسنده و در زمانهء ما شجاعت و صداقت اصل مهمی در مملکت داری است و هم نشانگر پذیرش این اصل درسیاست امروزین دنیاست که ارتباطات واطلاعات، عالم سیاست را به شدت شفاف وشیشه ای کرده است و چیزهای زیادی رانمی توان ازتیررس افکارعمومی پنهان کرد. به ویژه وقتی که افکار عمومی به هردلیل ، نورافکنهایش را به پدیدهءخاصی تابانده باشد!خاصه اگر آن پدیده سربرآوردن سکولاریسم در دینی ترین حکومت موجود درربع مسکون بوده باشد! 

همانگونه که گفته آمد ، از آنجا که اعلام این خط مشی به معنای گذار جمهوری اسلامی از یک دولت یوتوپیک به یک دولت عرفی است طبیعی است که آفات و عوارض متعددی را نیزبه همراه خود داشته باشد که باید متولیان این حکومت پیشاپیش برای آنها چاره اندیشی نمایند و نیز در رهیدن یا اجتناب از دام تناقضات تاریخی (تاریخ انقلاب) و سردرگمی هواداران پاکباخته و به اضمحلال انجامیدن هویت ملی آمیخته با انقلاب، به درمانهای جایگزین دست یازند.

اکنون که این یادداشت را به  پایان می برم دقایقی چند ازطلوع فجرگذشته و همانگونه که در مقدمه آوردم، در یک بیمارستان دولتی و در کنار تخت یکی از بستگانم نشسته ام که بعدازظهر روز قبل، جراحی  شده است.همهء خوانندگان کم وبیش نسبت به نظام خدمات بهداشتی و درمانی کشور آشنا  هستند و به خوبی می توانند تصور نمایند  که نویسنده درچه جور جای فاجعه باری از نظر مدیریت وبرنامه – و نه کارکنان خدوم وزحمتکش  و بیماران مظلوم و بی پناه- ، مشغول نگارش بوده است ! چنین وضعیتی برای کسانی که در این مملکت زندگی می کنند، نه عجیب است و نه تازگی دارد اما نکته قابل تأمل چیز دیگری است؛ از وقتی که رییس دولت، ادعای مدیریت بر جهان را نموده است من به هر جایی که سروکارم با دولت و خدمات دولتی می افتد، آن را در"قیاس" جهانی نگاه می کنم(ملاحظه می فرمائید که بنده هم نهایتآ به قیاس آلوده شدم) و بر همین اساس به ارزیابی مشغول گردیده ام. تصور کنید اگر قرار بود بیمارستان جان هاپکینز یا استنفورد آمریکا مثل همین بیمارستانی اداره شود که من الان درآنجا هستم، تا چه حد درک ملتهای دنیا از ادعای مدیریت جهانی رییس دولت ما عینی ترو واقعی تر می شد و تا عمق استخوانشان نفوذ می نمود و درک می کردند که بهشت موعود رییس دولت ما چه جور جایی است و ایضآ این یافته با گوشت و پوستشان عجین می گشت! لذا رییس محترم دولت به جای مصاحبه با لری کینگ بهتراست برخی ازاین کارها را به عنوان نمونه هایی قابل عرضه برای مدیریت جهانی بسته بندی کرده و به مردم دنیا نشان دهد.

بی گمان نویسنده بنا ندارد رییس محترم دولت را تخطئه نماید.چه اینکه- چنانچه از انصاف هم نگذریم- او در انتخابات اخیر نظرات و نگرش های خود را مثل سایرکاندیداها عرضه کرد اما نهایتآ مردم ایران بودند که قضاوت کردند و ظاهرآ بیشترین رأیها هم  در سبد او و رقیب اصلی اش ریخته شد که  هردو عمدتآ فاقد برنامه هایی مدون بودند و طُرفه آنکه هردو، تز و آنتی تز یکدیگر نیز بودند و ازقضا کمترین رأی نصیب کاندیدایی شد که برنامه هایی ایجابی ، مدون ، منسجم و مکتوب ارائه کرده بود ! کاندیدایی که دربارهءفقر،بیمه،نفت،حقوق زنان و زندانیان و اطفال و تأمین اجتماعی  وغیره و غیره مستنداتی مطابق با عرف برنامه ریزی دولتهای امروزین به مردم داده بود اما در عوض، حتی به اندازهء آرای باطله هم برایش رأیی شمارش نشد ! به عبارت دیگر، کاندیداهایی گوی سبقت را ربودند که رأی دهندگانشان را به دنیای یوتوپیک وعده می دادند ویا از آن دنیا حذر می دادند –نه بیشتر -  و همان گونه که گفته آمد  مردم ایران در هنگامهء داوری ، این دو مذاق و نحله را بیشتر پسندیدند و پذیرفتند و اکنون نیز،پرشماری هواخواهان و طرفداران سنگرگرفته درهر دو سوی این نزاع اصلی مشهود ومرئی است!

پر واضح است که به هیچ وجه نمی خواهم زوایای پیچیده و تودرتوی انتخابات اخیر را به چند گزارهء فوق ساده و خلاصه نمایم و ارائهء برنامهء مدون و مکتوب و منسجم را آجیل مشکل گشا و کفایت ونهایت برای رأی دادن شهروندان به یک نامزد بدانم ؛ چه اینکه در آن صورت به ستیز با اصول بدیهی و مسلم سیاست امروز و عوامل و دلایلی برخاسته ام که افکار عمومی را شکل می دهند یا در عرصهء سیاست دست به تصمیم سازی می زنند.

این مطرب از کجاست که ساز عراق ساخت / و آهنگ بازگشت  ز راه حجاز کرد

فردا که پیشگاه حقیقت شود پدید / شرمنده ره روی که عمل بر مجاز  کرد

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

*از منابع ذیل با مشورت یکی از مدرسان فقه ومبانی حقوق اسلامی در دانشگاه استفاده شده است

آیین دادرسی کیفری جلددوم نوشته دکتر محمودآخوندی

حقوق مدنی جلد دوم نوشتهء دکتر سید حسن امامی

مبانی استنباط حقوق اسلامی نوشته دکتر ابوالحسن محمدی

مبادی فقه و اصول نوشتهء دکتر علیرضا فیض





تمامي حقوق اين مطلب متعلق به سايت مينا تكست مي باشد.
www.MinaText.ir